مستِ عشقم، کَس ببیند گویدم دیوانه ای

مستِ عشقم، کَس ببیند گویدم دیوانه ای
من نه آن مستم که نوشد باده از پیمانه ای
مستِ آن یارم که دارد با نظر لطفی به من
من به اعجاز از نگاهش می شوم مستانه ای
آنکه در بازارِ بی رحمی به جانان دل دهد
خانه یِ قلبش نگردد جایِ هر بیگانه ای
غافلان دولت سرا دنبالِ جانان می روند
چشمِ دل وِی را ببیند همرهِ بیچاره ای
آنکه درمانی کُند دستی بگیرد در خَفا
اینچنین بر شمعِ جانان می شود پروانه ای
دیدگاه ها (۱۲)

گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما رایا نه، ویرانه کنی ساخته ی د...

برای بوسه بر زلفت ، دلِ من شانه خواهد شدو بهرِ عاشقی با تو ،...

از روز اول هم تو را باور نکردمچون خوانده بودم دست تو، لب تر ...

آن شمع که می سوزدوپروانه نداردبنشسته به میخانه وکاشانه ندارد...

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من روے نگاهش یڪ بغل پروانہ...

عاشقانه های شبنم

مرسی که هستی ❣️🌹❣️🌹❣️در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط