گفتی مرا نبوس ، به قرآن نمی شود

گفتی مرا نبوس ، به قرآن نمی شود
من باشم و تو باشی و باران ... نمی شود

اصلاً بیا قواعدمان را عوض کنیم
دیگر نگو میان خیابان نمی شود !

بگذار باد روسری ات را تکان دهد
آخر بدون زلف پریشان نمی شود

باید لبان سرخ تو را دانه کرد و خورد
این بیت ها برای کسی نان نمی شود

می خواستم که شعر بگویم برای تو
می خواستم که شعر ... ، کماکان نمی شود...
دیدگاه ها (۲)

قول دادم که دگر عشق گدایی نکنمبا تو حتی سخنی از سر زاری نکنم...

صفر را بستند ”تا ما به بیرون زنگ نزنیماز شما چه پنهانما از د...

کووووووووووفتش بشه الهی گیر کرده باشه تو حلقش...

بوی سیگار شدیدی آمد...با خودم میگویمنکند باز پدر غمگین است؟!...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

*تلخ‌ترین دیدار*نماز عید را که خواندیم، آقا توی جایگاه مخصوص...

وقتی سرما خورده بود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط