مامانم ساعت دوازده شب میاد آشپزخونه که یه لیوان آب بخوره

مامانم ساعت دوازده شب میاد آشپزخونه که یه لیوان آب بخوره بعد با منی که دارم واسه خودم چایی می‌ریزم مواجه می‌شه!
می‌گه چای صبحانس دیگه انشالله؟
منم که کل آخر هفته رو درحال "هیچکاری نکردن" بودم و جمعه شب تازه دارم امتحان فردارو می‌خونم: ....
دیدگاه ها (۳۱)

پری‌خانه

where do memories go when we die? ☘وقتی می‌میریم خاطره‌ها کج...

Put a price on emotionI'm looking for something to buy! 🌸روی...

از همان بقچه‌های خال‌خالی توی انیمیشن دلم می‌خواهد که برای ه...

سناریو توکیو ریونجرز

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.122(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط