ادامه ی داستان ( کابوس عشق) پارت ۴

ادامه ی داستان ( کابوس عشق) پارت ۴

ادامه: سوزی خییییییلی خجالت کشید و با ناراحتی و استرس رفت روی یه صندلی ی تکی نشست. بچه ها رسیدن مدرسه . سوزی پیاده شد از اتوبوس و رفت داخل مدرسه . همچنان بچه ها داشتن بد بهش نگاه میکردن ، سوزی سعی میکرد خیلی اهمیت نده . رفت سر کلاسش . به بچه ها سلام کرد ولی بچه ها اصلا اهمیت ندادن هنوز هم معلم سرکلاس
نبود . سوزی رفت نشست روی نیمکتش و بچه ها شروع کردن به غیبت کردن دربارش
یکنفر: اه اه چه دختر زشتیه!
یکنفر دیگه: موهاش نگاه ، سفیده چقدرم زشته.
و یکنفر دیگه: اصلا ازش خوشم نیومد! خلاصه آره .(T_T) توی کلاس یه بچه پولدار بود اسمشم آلستیا بود . اون دختر خییلی پورویی بود و مثل ملکه های خودخواه رفتار میکرد. موهاش بلوند بود لباس صورتی کمرنگ با یه دامن صورتی پوشیده بود و کفشاشم مشکی بود . آلستیا به سوزی اشاره کرد و گفت: هی دختره ی جدید اسمت چیه ( با لحن مسخرانه گفت) سوزی: ا...ا...اسمم سوزیه. آلستیا شروع کرد به خندیدنو بقیه بچه ها هم همینطور. سوزی قلبش داشت تند تند میزد ، فقط کم مونده بود گریش بگیره. که یه هو در باز شد . معلم نبود . همون دختری بود که از سوزی نقاشی ها رو گرفت. سوزی:(اه همون دخترست) اون دختر: سلام اسمم جنیه. بچه ها از جنی خیلییی خوششون اومد جنی رفت که بشینه روی نیمکت .آلستیا خیلیی دوست داشت که جنی پیشش بشینه . و نیمکتشو از عمند خالی کرد . جنی وقتی سوزی رو دید گفت: تو همون دختره ای که ازت نقاشی هارو گرفتم‌.
و بعد نشست پیشه سوزی . همه تعجب کرده . سوزی خودشم تو شوک‌ بود چون فکر نمیکرد که کسی پیشش بشنیه . جنی: اسمت چیه؟ سوزی: م..من سوزیم.جنی لبخندی زد و گفت: اسم قشنگی داری. سوزی: ممنون جنی: سوزی نظرت چیه که منو و تو باهم دوست بشیم؟ سوزی: ام...ام...باشه. آلستیا:(آخه چرا اون ! ) بعدش معلم اومد سر کلاس .
دیدگاه ها (۰)

استرینجر تینگززززز

داستین و استیو

🙃🙃🙃

ممنونننننن♡♡

ادامه ی داستان ( کابوس عشق) پارت ۵ادامه: معلم اومد سر کلاس ...

ادامه ی داستان (کابوس عشق) پارت ۶ادامه: جنی و آلستیا رفتن بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط