تصور کنین که وسایل جین را شکستین)
تصور کنین که وسایل جین را شکستین)
از زبان ا/ت:صبح زود بیدار شدم جین خوابیده بود که رفتم صبحانه درست میکردم ساعت ۹شد رو مبل نشستم که یهو دستم خورد به مجسمه مورده علاقه جین افتاد زمین شکست ترسیدم رفتم تا جارو بیارم پایان فلش بک)
از زبان جین:داشتم تو خواب ناز میدیدم که صدای شکستن شنیدم زود بیدار شدم ویدم پاین دیدم که مجسمه ام شکسته داد زدم)
جین:😠ا/ت میکشمت ورد واید هندسام!( ترسید)ببخشید جین دستم خورد 🥺
جین:😠میدونی چقدر این مجسمه مهم بود؟
جین:برو بیرون ورد واید هندسام تا ۱۱شب برنگرد😒( سرم انداختم پایین رفتم از خانه بیرون سردم بود میلرزیدم به خودم لعنت میفرستادم که چرا شکستم)
پایان تصور اگه دوست داشتین راجب کی بسازم؟
از زبان ا/ت:صبح زود بیدار شدم جین خوابیده بود که رفتم صبحانه درست میکردم ساعت ۹شد رو مبل نشستم که یهو دستم خورد به مجسمه مورده علاقه جین افتاد زمین شکست ترسیدم رفتم تا جارو بیارم پایان فلش بک)
از زبان جین:داشتم تو خواب ناز میدیدم که صدای شکستن شنیدم زود بیدار شدم ویدم پاین دیدم که مجسمه ام شکسته داد زدم)
جین:😠ا/ت میکشمت ورد واید هندسام!( ترسید)ببخشید جین دستم خورد 🥺
جین:😠میدونی چقدر این مجسمه مهم بود؟
جین:برو بیرون ورد واید هندسام تا ۱۱شب برنگرد😒( سرم انداختم پایین رفتم از خانه بیرون سردم بود میلرزیدم به خودم لعنت میفرستادم که چرا شکستم)
پایان تصور اگه دوست داشتین راجب کی بسازم؟
- ۱.۰k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط