بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
چگونه خود را تغییر دهیم :
اگر میخواهی تغییر کنی ، ابتدا باید خودت را بشناسی.
برای اینکه خودت را بشناسی باید بتوانی خودت را مشاهده کنی. زیرا آدمی هر آنچه را که قرار است تغییر دهد ، باید ابتدا خوب ببیند. برای دیدن خود ، قبل از هر چیز باید توقف کنی. نمیتوانی همچون گذشته به راه خود بروی و بگویی میخواهم خود را تغییر دهم!
آن که در جنگلی گم میشود ابتدا می ایستد.
این ایست یک کیفیت درونی و در عین حال لازم و ضروری است.
ما انسانهای حرّافی هستیم. حرفهایی بیهوده و ناسنجیده زیاد میگوییم و این مشکل که یک بیماری است باید با سکوت بر طرف شود. زیرا پرگویی نمیگذارد که ما خود را مشاهده کنیم.
ما در حرفهایمان گم شدهایم.
مشکل بعدی، دروغگویی ماست. ما نه تنها به دیگران که به خودمان نیز مرتب دروغ می گوییم. مثلاً ؛ من آدم خوبی هستم ، مهربان و فهیم و برحقام. فکرهایم همه درست است و این دیگرانند که مرا درک نمیکنند و غیره. اینها همه مشتی دروغ است که ما هر روزه به خورد ذهنمان میدهیم. دروغگویی به خود ممنوع!
مشکل دیگر باورها و اعتقادات و خرافاتی است که عمدتاً از کودکی به جانمان ریختهاند و ما نیزآنها را یدک میکشیم.باید همه باورهای غیر معقول و ناکارآمد و بازدارنده را شجاعانه به دور بریزیم. نباید برداشتهایمان را عین حقیقت بپنداریم. برداشتهای ما، برداشتهای ماست و حقیقت همواره برتر از هر برداشتی است.
مشکل دیگر احساسات و عواطف کور ماست. ما به این چیز و آن چیز احساس وابستگی میکنیم و دلبستهی چیزهای موهوم و از دست رفتنی هستیم. اینها همه مانع دیدن خود است. یک سالک اینگونه خود را مشاهده میکند. و این مشاهده است که به شناخت از خود منجر میشود. و چنین شناختی باعث تغییر میگردد.
ای دوست ، حرف از تغییر زدن، تغییر نمیآورد. معرفت یافتن به خویش است که منجر به تغییرات اساسی میشود. و یادت باشد تا خودت تغییر نکنی ، جهانت تغییر نخواهد کرد.
چگونه خود را تغییر دهیم :
اگر میخواهی تغییر کنی ، ابتدا باید خودت را بشناسی.
برای اینکه خودت را بشناسی باید بتوانی خودت را مشاهده کنی. زیرا آدمی هر آنچه را که قرار است تغییر دهد ، باید ابتدا خوب ببیند. برای دیدن خود ، قبل از هر چیز باید توقف کنی. نمیتوانی همچون گذشته به راه خود بروی و بگویی میخواهم خود را تغییر دهم!
آن که در جنگلی گم میشود ابتدا می ایستد.
این ایست یک کیفیت درونی و در عین حال لازم و ضروری است.
ما انسانهای حرّافی هستیم. حرفهایی بیهوده و ناسنجیده زیاد میگوییم و این مشکل که یک بیماری است باید با سکوت بر طرف شود. زیرا پرگویی نمیگذارد که ما خود را مشاهده کنیم.
ما در حرفهایمان گم شدهایم.
مشکل بعدی، دروغگویی ماست. ما نه تنها به دیگران که به خودمان نیز مرتب دروغ می گوییم. مثلاً ؛ من آدم خوبی هستم ، مهربان و فهیم و برحقام. فکرهایم همه درست است و این دیگرانند که مرا درک نمیکنند و غیره. اینها همه مشتی دروغ است که ما هر روزه به خورد ذهنمان میدهیم. دروغگویی به خود ممنوع!
مشکل دیگر باورها و اعتقادات و خرافاتی است که عمدتاً از کودکی به جانمان ریختهاند و ما نیزآنها را یدک میکشیم.باید همه باورهای غیر معقول و ناکارآمد و بازدارنده را شجاعانه به دور بریزیم. نباید برداشتهایمان را عین حقیقت بپنداریم. برداشتهای ما، برداشتهای ماست و حقیقت همواره برتر از هر برداشتی است.
مشکل دیگر احساسات و عواطف کور ماست. ما به این چیز و آن چیز احساس وابستگی میکنیم و دلبستهی چیزهای موهوم و از دست رفتنی هستیم. اینها همه مانع دیدن خود است. یک سالک اینگونه خود را مشاهده میکند. و این مشاهده است که به شناخت از خود منجر میشود. و چنین شناختی باعث تغییر میگردد.
ای دوست ، حرف از تغییر زدن، تغییر نمیآورد. معرفت یافتن به خویش است که منجر به تغییرات اساسی میشود. و یادت باشد تا خودت تغییر نکنی ، جهانت تغییر نخواهد کرد.
- ۷۴۲
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط