بچه بودم از این ﺟوﺟه زردا خریدم، فرداش دیدم تخم نمی ﺫاره!

بچه بودم از این ﺟوﺟه زردا خریدم، فرداش دیدم تخم نمی ﺫاره!!!
دلم واسش سوخت یه تخم مرﻍ کردم تو کونش، مُرد!!!
(از همون بچگی مهربون بودم و دستم تو کار خیر بود)
به همه می گفتم :سرِ زا رفت!!!!
دیدگاه ها (۱)

به ترکه میگن: کجا کار میکنی؟ میگه: من تو N.M.A مشغول ک...

ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮ ... ﮐﯿﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺁﺧﻪ ! ؟................ﺳﺘﺎﺭﻩ :...

نمیدونم چرا وقتی به دوس دخترام میگم با ماشین ۹۰ میلیونی بابا...

فک میکردم توهمدردی ولی نه تو هم دردی.

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

حق سر من زیاد اومده . تو کربلا هیئت حسین ستوده دمپایی

رمان دخت من

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

پارت ۳ساعت ۵ و ۴۵ دقیفه صبح_جونگکوک:وقتی بهوش اومدم دوباره ت...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

فیک افسرده پارت دوم

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط