ومن لب تشنه چون خورشید

ومن لب تشنه چون خورشید
دلم می سوزد از بُغضی
که تاریک مانده از امید
ولی رویای آن لبخند
به اشکی که از دلی بارید..................
دیدگاه ها (۲)

و من چون بادِ آواره به گرد خویش می گردم نه ماندن دارم از روی...

ساز دل از غم شکست و دگر ساز نشد این سکوتِ سنگیِ تاریکم آواز...

عاشقی در کوی دل حال پریشان می دهد چشم خشکیده به راهم، بوی با...

آغاز شد دوباره تکرار بی تو بودندر واژها چریدنو ، باز غزلی سر...

عاشقانه های شبنم

‏تو مرا آزردىكه خودم كوچ كنم از شهرتتو خيالت راحتميروم از قل...

🌸🍃سلام، صبح‌تان سرشار از آرامش و برکت. ☀️قدرت حقیقی، تنها از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط