یک امروز را می خواهم ازت متنفر باشم

یک امروز را می خواهم ازت متنفر باشم...
حداقل به پاس یک عمر عاشقی ِ بی حاصل,
امروز ازت متنفرم ...
به خاطر بارانی که بارید و نبودی,
به خاطر این بغض های لعنتی که بی صدا می شکنند ,
به خاطر دردهایی که مرهمش ,
فقط تویی ,
به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد,
به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم,
به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و ... و ... متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود ...
که چرا از یادم نمی روی ,
ای رفته از دست؟!
این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان
بخوان ....
"یادت باشد امروز ازت متنفرم ... اما تو باور
نکن" ...
دیدگاه ها (۴)

گاهگاهی که دلم میگیردمیگویم: به کجا باید رفت؟به که باید پیوس...

..جهان عمودچشم ها دریدهآغوش ها اشتراکیعشق ها اضطراریلب ها با...

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ...ﺍﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﻲ...

شاید "دل من" عروسکے از "چوب " استمثل قصه ے "پینوکیو" " محبو...

black flower(p,337)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط