به یاد روز های بارونی. ناراحتی واسه اینکه رزمایش نرفتیم

به یاد روز های بارونی. ناراحتی واسه اینکه رزمایش نرفتیم .بیدار باش ساعت ۴صبح .دستشویی های شلوغ. بالشت بازی های آخر شبامون.تنقلات و خواب تو اتوبوس و اذیت کردن بچه ها.دیگه از اون روزای اشک و اندوه خبری نیست فاز معنوی یک ماه گذشت ✖✔★♥✔✘⇡√≅♛♚صحبت های زیبای آقای آرام و برادر زیبا یادمان های شهدا. خدانگهدار
دیدگاه ها (۱۰)

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

پارت ششم رمان برادر های ناتنی منشوک ناشی از خواندن دفترچه خا...

28 اسفند ... صبح را چشمانش بیدار کرد قبل از طلوع طلایی رنگ خ...

P54

#پارت:#بیست_و_هشتم#رمان:#لیلی_بی_عشقنوشته:#پرنیاخیلی زود تر ...

چشم هایی به رنگ عسل فصل(2)پلکهایم را با صدای بلند شایان که ب...

فال امروز شنبه 21 تیر 93 شنبه 12 ژوییه 2014 فال حافظ فال رو...

حضرت صدیقه س ، صادق ترین مدافع ولایت قال رسول الله صلی الله...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | شب های...

📩 بخشی از پیام فرمانده معظّم کل قوا به ‌مناسبت هفته انتظامی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط