adopted father
adopted father
پارت 5
ویو وقتی مهمونا رفتن
م.ج.خب ماهم دیگه بریم
آنا.هانیول خدافظ دلم برات تنگ میشه
+منم آنا خیلی مراقب خودت باش..خاله جان مادرجان عمه جان خدافظ خانم یونا خدافظ
_آنا اگه دوست داری پیش ما بمون مهمونم که ندارم فقط اعضان
آنا.مامان اجازه هست
خ.ج.باشه ولی شیطونی نکنی
آنا.مامان من 17 سالم شده
همه رفتن جز آنا
_خب هانیول اصلا وقت نشد درست آشنا شی با پسرا بیا
نامجون.خب من نامجونم
یونگی.منم یونگیم
جیهوپ.من جیهوپم
تهیونگ.من تهیونگم
جونگ کوک.و من کوچک ترینم یعنی جونگ کوک ولی کوک صدام کن
+خب خوشبختم و شما [رو به روی جیمین]
جیمین.هانیول تو منو میشناسی
+.آره درسته باید جیمین باشی امروز آشنا شدم باهات
جیمین.هانیول لطفا
+این شانس آخرته وای به حالت کند بزنی
جیمین.خب پسرا این هانیول خواهرمه همونی که بهتون گفتم
+بابا من میرم لباسمو عوض کنم....آنا توهم بیا لباستو عوض کن
با آنا رفتیم بالا لباس عوض کردیم اومدیم پایین
_خب بشینیم یه کاری کنیم نیومدیم بهم زل بزنیم
تهیونگ.بیاید جرئت حقیقت بازی کنیم
جیهوپ.من میچرخونم
افتاد به آنا و جونگ کوک
کوک.ج یا ح
آنا.ج
کوک.اگه جرئت داری هانیول رو قلقلک بده
+واییی آنا بس کن .... بس کن دیگه
_خب من میچرخونم افتاد به تهیونگ و نامجون
نامجون.تو باند بیشتر از کی بدت میاد
تهیونگ.منشی جین هیونگ خیلی به آدم میچسبه
+وایسا باند چی؟
آنا.مگه نمیدونی عمو ها و جین مافیان
همه یه نگاه به هم کردن نامجون و تهیونگ فهمیدن چه گندی زدن که یونگی گفت : وایی آنا واقعا شوخی های جالبی میکنی..هههه
آنا.آ..آره بدون شوخی که مزه نمیده
+..............
پارت 5
ویو وقتی مهمونا رفتن
م.ج.خب ماهم دیگه بریم
آنا.هانیول خدافظ دلم برات تنگ میشه
+منم آنا خیلی مراقب خودت باش..خاله جان مادرجان عمه جان خدافظ خانم یونا خدافظ
_آنا اگه دوست داری پیش ما بمون مهمونم که ندارم فقط اعضان
آنا.مامان اجازه هست
خ.ج.باشه ولی شیطونی نکنی
آنا.مامان من 17 سالم شده
همه رفتن جز آنا
_خب هانیول اصلا وقت نشد درست آشنا شی با پسرا بیا
نامجون.خب من نامجونم
یونگی.منم یونگیم
جیهوپ.من جیهوپم
تهیونگ.من تهیونگم
جونگ کوک.و من کوچک ترینم یعنی جونگ کوک ولی کوک صدام کن
+خب خوشبختم و شما [رو به روی جیمین]
جیمین.هانیول تو منو میشناسی
+.آره درسته باید جیمین باشی امروز آشنا شدم باهات
جیمین.هانیول لطفا
+این شانس آخرته وای به حالت کند بزنی
جیمین.خب پسرا این هانیول خواهرمه همونی که بهتون گفتم
+بابا من میرم لباسمو عوض کنم....آنا توهم بیا لباستو عوض کن
با آنا رفتیم بالا لباس عوض کردیم اومدیم پایین
_خب بشینیم یه کاری کنیم نیومدیم بهم زل بزنیم
تهیونگ.بیاید جرئت حقیقت بازی کنیم
جیهوپ.من میچرخونم
افتاد به آنا و جونگ کوک
کوک.ج یا ح
آنا.ج
کوک.اگه جرئت داری هانیول رو قلقلک بده
+واییی آنا بس کن .... بس کن دیگه
_خب من میچرخونم افتاد به تهیونگ و نامجون
نامجون.تو باند بیشتر از کی بدت میاد
تهیونگ.منشی جین هیونگ خیلی به آدم میچسبه
+وایسا باند چی؟
آنا.مگه نمیدونی عمو ها و جین مافیان
همه یه نگاه به هم کردن نامجون و تهیونگ فهمیدن چه گندی زدن که یونگی گفت : وایی آنا واقعا شوخی های جالبی میکنی..هههه
آنا.آ..آره بدون شوخی که مزه نمیده
+..............
- ۲۲۷
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط