کودکی سمتم آمد و گفت:

کودکی سمتم آمد و گفت:
- آقا آقا چسب زخم نمیخواین؟
ارزون میفروشما....
لبخند زدم و گفتم :
تمام چسب زخمهایت را هم بخرم نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو.!!!
کودک نگاهم کرد و گفت:
- پول نداری گوه فلسفی نخور!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

#in_your_eyespart_81ویو کایلادو روز گذشته بود...حالم خیلی به...

رمان عشق ممنوع

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط