هزار فصل دفتر شعرم به رنگ پاییز است...

هزار فصل دفتر شعرم به رنگ پاییز است...
و سوز باد جدایی در آن غزل ریز است...
هنوز بوی تو دارد هوای شعر و غزل...
خوشا که شعر تو همچون شکوفه نوخیز است...
خوش است خاطرات بهار و خوش است یاد نگار...
ولی نوای شعر خزان چقدر غم انگیز است..
به خاک پاک تو این بخت سپرده دانه ی دل..
دوباره منتظر ها ! جوانه ! برخیز ! است..
اگرچه بخت با تبرش زد هزار ضربه به دل..
هنوز با دل من دشمنی ز کینه لبریز است..
ببار ابر محبت به دل که سوز خزان...
شراره ای زده بر من که شعله اش تیز است...
بهار من بپذیرم به شعر پاییزی..
غزل غزل به فدایت اگرچه ناچیز است...
دیدگاه ها (۴)

علی الجنة انته ونته مالـــــــــک ... المراجل سجل بسمک ونته ...

هـــزار فـصــل دفــتـر شـعـرم به رنگ پاییز است ...

بهار من! بپذیرم به شعر پاییزیغزل غزل به فدایت اگرچه ناچیز اس...

بـهــــار مـــن! بــپــذیــرم بــه شــعـر  #پـایـیــزیغــزل ...

* باز پاییز است، اندکی از مهر پیداستحتی در این دوران بی مهری...

ز پاییز است، اندکی از مهر پیداستحتی در این دوران بی مهری باز...

درین کشاکش سرما و بی اجاقی منبیا به خلوت شبهای بی چراغی منبه...

راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بودکاسه صبر دلم یکسره لبریز تو ...

درین کشاکش سرما و بی اجاقی منبیا به خلوت شبهای بی چراغی منبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط