#دیروز_منزل_سیدابراهیم

#دیروز_منزل_سیدابراهیم
دیدار خوبی بود خیلی خدا روشکر مصطفی عزیز طلبید حقیر رو ان شاء الله دستمون رو بگیره
نسبت به اینکه همسرشون گفتن دلشو نداشتم ساک ببندم و خداحافظی کنم باور اینکه انقدر صبورانه تو مراسم شهید شرکت کرد واقعا سخته و گفتن دفعه آخر خودم براشون ساک بستم بعدش ایشون خندیدن گفتن بلاخره خودت برام ساک بستی هنگام خواستگاری که میگفت خیلی صحبت نکردیم کوتاه بود اما جالبش اینحا بود که گفته بود یک همسنگر میخوام .ایشون گفتند ک مصطفی کلاس بازیگری شرکت میکردند اما طاقت نیاورده برگشته بود به خانواده گفته بوده ک من دیگ نمیرم کلاس چون ک مرد و زن باید باهم راحت هستند خیلی ب محرم نامحرمی حساس بودن حتی ب همسرشون گفته بودن ک مهمان میاد دو تا سفره برا غذا پهن کنند بخطر اینکه زنی ک میاد خونشون اگ نامحرمه راحت باشن و همسر خودشون راحت باشه منم اولین باری که صحبتاشون تو مراسم روشنیدم اصلا فکر نمیکردم یه روزی بوده ک راضی نبودن..الحمدلله حضرت زینب خودشون نظر میکنند دقیقا من فکر میکردم ازونایی بودن که خودشون به شهید صدرزاده گفتن بره سوریه تو مستند اون قسمت از حرفای شهید صدرزاده عالی بود وقتی داری گلوله آرپی جی رو میبندی زن و بچت میاد جلو چشمت که نری بالا....
ارسالی کاربران
#شهیدمصطفی_صدرزاده.
دیدگاه ها (۲)

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

•LOVE• : نام فیکPart_³یه دفعه... جیهون دستشو گذاشت رو گردنم ...

ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. 🪼  ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌکمپانی ویویا صحبت میکنه🗣 کمپ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

Part 8

بسم رب الشهداء...خاطره از شهید مصطفی خلیلیخاطره ای از شهید ح...

حضور سردار حاجی زاده و همسرشون در سوریه بر سر مزار فرزند شهی...

عشق حقیقی قسمت ³_______________________________من امروز ناها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط