قرآن!

قرآن!

من شرمنده ام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان نوایت بلند میشود؛ همه از هم می پرسند:


چه کسی مرده است؟!
دیدگاه ها (۲۱)

هروقت تو کوچه یه مرد با بارانی دیدی اون مأمور مخفی

خوشحال بودم،آواز میخواندم،می رقصیدم...باران همه چیز را زیبات...

وقتی به تو فکر می‌کنمتازه می‌فهمم چقدر بسیارم منبه این‌همه ا...

چون کلام الله هست بدون درک مفهوم به دل مینشینه

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

من و تو می دانیمزندگی گرچه گهی زیبا نیستیا که تلخ است و دگر ...

هنوز کوچه همان و هنوز می گذری تو هنوز غصه همان که چرا شتاب ن...

بانک اهداف ترامپ؛ برای کسانی که می‌پرسند پول مالیات‌دهندگان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط