یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود 👇🏻
شخصیت داستان اعضای انهایپن و نیو نیو
این قسمت دیدار اول

هیسونگ: سلام
نیو: سلام
هیسونگ: من لی هیسونگ هستم از آشنایی با شما خوش بختم
نیو:ممنون منم همین طور اممم من تعریف شما رو زیاد شنیدم و کنجکاو بودم ببینم شما چه شکلی هستین
هیسونگ:و تو نگاه اول عاشق نیو میشه (اعم خوب بهتره بریم سراغ اصل مطلب فکر کنم خودت بهتر میدونی این قرار برای چی هست درسته این هم یه قرار کاریه و هم یه قرار آشنایی پس لطفا زندگی شخصی رو با کار قاطی نکن
نیو:بله حتما ) نیو قبل از اینکه بخواد بره سر قرار از هیسونگ خوشش می آمد


جی :سلام من جی هستم مدیر جدید و شما باید منشی من باشید خانوم ...
نیو:سئو نیو
جی: عااا بله خانوم سئو شما شب دیر تر میرید من با شما کار دارم باید یه سریع سوال از شما بپرسم) جی در واقع با یه کلمه عاشق نیو شده بود
نیو:بله حتما ببخشید اینجا شما الان اسم کوچیک تون رو گفتین میشه نام خانوادگی تون رو بگین آقای ...
جی : پارک صدام کنید
نیو: چشم آقای پارک
نیو یه دختر خیلی کیوت نازه هست که هیچ کس نمیتونه جلو اون کنترل کنه خودشو


جیک: سلام من جیک شیم هستم دانش آموز انتقالی هستم از دیدن تون خوشبختم
معلم:برو کنار نیو بشین اونجا ته کلاس صندلی خالی هست
جیک:تا اینکه نیو رو دیددید قلبش شروع کرد به تند تند تپیدن
نیو:سلام من نیو هستم تو خیلی (یه لحظه سوکت) اممم
جیک:بله هرچی میخوای بگو
نیو:اممم هیچی از دیدنت خوشحالم
اما جیک بد جور محو نیو شده بود

سنگهیون: ریس یه بار مافیایی طور:(تو باید نیو باشی کارگر جدید درسته(سنگهیون دوست بچگی نیو بود اما بعد مادر و پدر شون از اونجا رفتن از بچگی عاشق هم بون)
نیو:بله من کارگر جدید نیو هستم آقای پارک
(نیو یه خونه اجاره میکنه اما نمیدونه همخونش سنگهیون هست)


سونو: کیوت ترین دانش آموز مدرسه و نیو تازه به مدر سه اومد بود
نیو:سلام من سئو دانش آموز جدید هستم
نیو جلو سونو میشینه و سونو دست و پاچلفتی کیوت از نیو کم کم خوشش میاد
نیو: تایپش پسرای مثل سونو بود پس همون لحظه ای که سونو رو دید با خودش گفت به‌به چه پسری پیدا کردم


جنگوون: باهم تو یه کافه کار میکنند اما اون با یه نگاه عاشقش میشه
جنگوون:سلام من یانگ جنگوونم
نیو: بله تو میتونی از الان شروع کنی کارتو
جنگوون: بله حتما
نیو: وقتی مدرسه میرفت جنگوون رو میدید و ازش خوشش می آمد اما نیو اون موقع خیلی خجالتی بود
جنگوون هم ازش خوشش می آمد اما شرایط اعتراف رو نداشت و تظاهر می‌کرد که از نیو متنفره تا اینکه تو کافه همو دیدن

نیکی پسر قلدر مدرسه که همه ازش میترسن و نیو دانش آموز جدید بود که باید میرفت پیش نیکی بشینه نیو خیلی کیوت ناز بود تو مدرسه اما بیرون مدرسه کاملا جدی و هات انگار دو روح تو یک بدن زندگی میکردن و نیکی تو مدرسه عاشق کیوت بازی هاش شده بود و بیرون مدرسه عاشق هات بودنش شده بود
کمپانی بیگ هیت یه گروه مختلط مخفیانه درست میکنه و نیکی هم کار آموز هست و بعدا هایب نیو رو کشف میکنه و بهش پیشنهاد میده و نیو هم قبول میکنه نیو میره کمپانی و میفهمه که نیکی هم کارا موز هست و بعد نیو کمکم عاشق نیکی میشه



سلام عزیزان ببخشید اگه بد بود چون اولین باره دارم مینویسم بازم ببخشید اگه بد بود اممم میشه تو کامنتا بگید اگه بعد بود بگید ننویسم ممنون 🙃👆🏻
دیدگاه ها (۰)

#cortis #جیمز

کنسرت امروز انهایپن و داریم ۶ نفره :( کپشن خونده شه

استیوا رو ریختن تو اسکویید گیما 🤣#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط