دیشب با یاد تو خوابیدم...

دیشب با یاد تو خوابیدم...
با خیال دستانت
و سحرگاه خواب شکوفه های سیب میدیدم.
تمام تنم بوی تو را می دهد...
بودنت بهارست برای من.
خنده ات شکوفه.
وجودت نوبرانه ای است که هرگز ار چشم نمی افتد
دیدگاه ها (۲)

درسکوت پر از فریادم میگریم ، میگویم با همین قلب دردمندم به ...

برایت خواهم نوشت:از ابهام لحظه هااز تردید ثانیه هااز حجم مرگ...

ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ...ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ...ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎ...

امــروز به پایان می رسد ... از فردا بـــرایم چیزی نگو ! من ن...

#novel_vampireته او ببخشید من عادت دارم بالشت یا چیزی رو تو ...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

پارت بیست و ششم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: *خمیازه* ام صبح شده❤️شدو:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط