صبح و غروب و عصر که

صبح و غروب و عصر که
فرقی نمیکند
وقـتــت بخـیر ای هــمـه ی
زندگانی ام
دیدگاه ها (۳)

این‌سان که با هوای تو در خویش رفته‌امگویی بهاردر نَفَس مهربا...

سرما بهانه بود...هوای دست هایت را کرده بودم!

#طبیعت

#طبیعت

(شکرت خدا)

شکرت که نگام میکنی،ای بالاترین امیدِ تنِ خسته ی من.#دین#اندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط