غیرت یعنی اون دختره هشت ساله تو کوبانی!

غیرت یعنی اون دختره هشت ساله تو کوبانی!
بهش گفتن تو چرا اینجا موندی...؟
پدر و مادرت کجان؟
گفت:پدر مادرم شهید شدن..داعشیا شهیدشون کردن!
ازش پرسیدن! تو یه بچه ای..کاری نمیتونی بکنی..چرا تو شهر موندی؟
گفت چرا میتونم یه کاری بکنم!
گفتن بهش چیکار؟؟؟
گفت تو درست کردن نون واسه رزمندها کمک میکنم!
خشاباشون رو پر میکنم!
(درود بر ملت کرد.....)
دیدگاه ها (۱)

Otagh baghli Part⁶³تهیونگ: خب ببین ، تو برنامه داشتی که وقتی...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

روباه کوچولوی من پارت یک 😜꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشتم م...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.10ته جونگ:خوبه ......

پارت ششم

Otagh baghli Part⁶² تهیونگ : خب جونگکوک !چیکار میخوای کنی ؟ ...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط