شب بود و موقع خواب

شب بود و موقع خواب
خانومم خونه نبود و منم باید دختر کوچولومو میخوابوندم
رفتم تو اتاقشو به تختش نزدیک شدم...
دخترم تا منو دید گفت بابایی زیر تخمتمو نگاه کن ی هیولا زیرش نباشه
منم خندیدم و گفتم دخترم هیولاها فقط تو داستانان
ولی با ی لحن خاصی گفت نگاه کن دیگه بابایی
وقتی زیر تخت و نگاه کردم
دخترمو دیدم ک گفت بابایی ی هیولا رو تختمه👻 👹
ادمین:#داریوس
دیدگاه ها (۱۹)

رفتـه بودم حـموم...کسی خونه نبودطبق عادتم بعد حموم داد زدم م...

این واقعیه عکسای بدتری هم بود ولی ترسیدم 😖 خیلی....😖 😖 ...

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!ا...

وقتی دلتنگتم فقط خون میتونه آرامبخش من باشه...ادمین : #ایورا

وقتی فیلیکسو فرستادم بیرون رفتم حموم و اب داغ رو باز کردم......

تکپارتی کوکاخرین ستاره🌠💔زمستون بود هوا سرد بود و فقط صدای با...

■ به خاطر خودت ■ پارت ۲ فلش بک به صبح : عااایییی دلم درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط