تو مال منی...p8
"𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝓲𝓷𝓮"
ذهن جونگ کوک:
از کجا می دونست من شیر موز دوست دارم؟
این پسر دیگه زیادی داره منو مشغول خودش می کنه
جونگ کوک شیر موز رو آروم شروع کرد خوردن تهیونگ خودش هم آروم شیر کاکائواش رو می خورد
کوک: خب...تا الان سوالی نداشتی؟
تهیونگ:نه....توضیحات تون خیلی خوب بود
کوک: خوبه
روز به روز می گذشت علاقه شون به هم بیشتر می شد ولی هیچکدومشون اعتراف نمی کردن
جونگ کوک داشت درس می داد و روی تخته نکته می نوشت هرازگاهی بر می گشت و به بچه ها نگاه میکرد شاید بقیه فکر میکردن که اون فقط برای اینکه چک شون کنه به درس گوش می دن یا نه بر می گرده ولی دلیلش یه چیزی بود "تهیونگ"
اون بدجور و دیوونه وار عاشق اون پسر شده بود
کوک: سوهو بیا ورقه ها رو پخش کن(جدی)
سوهو:بله آقا
بلند شد ورقه ها رو گرفت و شروع کرد پخش کردن
کوک: این نمونه سوال درسی هست که امروز یاد دادم کتاب رو بخونین و بعد سعی کنین این رو حل کنید
همه: بله
جونگ کوک روی صندلیش نشست
تهیونگ توی دفترش نقاشی میکشید
جیمین: هی تهیونگ
تهیونگ به خودش اومد و آروم گفت: ب بله؟
جیمین: باز که استاد رو کشیدی...چرا نمیری بهش احساستو بگی؟(زمزمه)
تهیونگ آهی کشید سریع در دفترش رو بست و آروم گفت: جیمین میدونی چی داری میگی؟ اگه برم بهش بگم مستقیم اخراجم
شرط:بالای ۲۰
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
ذهن جونگ کوک:
از کجا می دونست من شیر موز دوست دارم؟
این پسر دیگه زیادی داره منو مشغول خودش می کنه
جونگ کوک شیر موز رو آروم شروع کرد خوردن تهیونگ خودش هم آروم شیر کاکائواش رو می خورد
کوک: خب...تا الان سوالی نداشتی؟
تهیونگ:نه....توضیحات تون خیلی خوب بود
کوک: خوبه
روز به روز می گذشت علاقه شون به هم بیشتر می شد ولی هیچکدومشون اعتراف نمی کردن
جونگ کوک داشت درس می داد و روی تخته نکته می نوشت هرازگاهی بر می گشت و به بچه ها نگاه میکرد شاید بقیه فکر میکردن که اون فقط برای اینکه چک شون کنه به درس گوش می دن یا نه بر می گرده ولی دلیلش یه چیزی بود "تهیونگ"
اون بدجور و دیوونه وار عاشق اون پسر شده بود
کوک: سوهو بیا ورقه ها رو پخش کن(جدی)
سوهو:بله آقا
بلند شد ورقه ها رو گرفت و شروع کرد پخش کردن
کوک: این نمونه سوال درسی هست که امروز یاد دادم کتاب رو بخونین و بعد سعی کنین این رو حل کنید
همه: بله
جونگ کوک روی صندلیش نشست
تهیونگ توی دفترش نقاشی میکشید
جیمین: هی تهیونگ
تهیونگ به خودش اومد و آروم گفت: ب بله؟
جیمین: باز که استاد رو کشیدی...چرا نمیری بهش احساستو بگی؟(زمزمه)
تهیونگ آهی کشید سریع در دفترش رو بست و آروم گفت: جیمین میدونی چی داری میگی؟ اگه برم بهش بگم مستقیم اخراجم
شرط:بالای ۲۰
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۱.۶k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط