چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشم

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشم
شریک خلوت شب های خاطرت باشم

چه قدر با تو قشنگ است منتظر ماندن
قطار باشی و من هم مسافرت باشم

قرار باشد و بوسه، درخت باشد و برگ
به کوچه کوچه ی پاییز، عابرت باشم

سکوت باشی و خواهش، کلید باشم و در
شراب باشد و بستر، مجاورت باشم

همین دو جمله ی کوتاه راز خوشبختی ست:
به خاطر تو بمانم... به خاطرت باشم...
دیدگاه ها (۳)

تا دلبرو دلدار تو باشی ، خوبممجنون شدمو یار توباشی خوبمدردیس...

قیامتی ست در آن دم که بهر زنده شدنز خـاک کـوی تو، خــاک مـرا...

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام بازجلادی و بی رحمی و من عاشق تی...

بلاخره پیدا کردم!کافه ی خیالم رومیز یک نفرهبا دو تا قهوه ی ت...

تو مال منی فهمیدی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط