رمان زندگی شیطانی فصل اول پارت

رمان: زندگی شیطانی: فصل اول: پارت ۵
از زبان فیلیتوی:(از این به بعد فیلیتوی رو مینویسم فیلیت✨)
فیلیت:*در گوش دارک*دارک؟
دارک:*در گوش فیلیت*چی شده؟
فیلیت: من بهشون مشکوکم(این مکالمه کاملا در گوش همدیگر است)
دارک: باز تو شک کردی🙄
فیلیت: فک کنم نقشع دارن ما رو بکشن
دارک: اگه میخواستن بکشن که زود تر میکشتن
فیلیت: من میترسم دارک😞
دارک: من مراقبتم نگران چیزی نباش
فیلیت: باشه😞
تیلز: خب ما مشورت کردیم و جوابمون بله اسش
فیلیت:*زمزمه*یه جوری میگه انگار عروسیه🙄😒
دارک: شکر شیطان
*در همان لحظه یکی از ساکنان گرین هیلز نفس نفس زنان و ترسیده به خونه سونیک آمد*
یکی از ساکنان گرین هیلز: آقای سونیک.... کمک... اگمن..... حمله کرده!!!(نقطه ها نفس نفس زدن هستن)
فیلیت: ای تف تو این شانس
سونیک: خیلی خب شما ها اینجا بمونید تا ما حساب اگمن رو برسیم
فیلیت: یعنی چی که ما اینجا بمونیم ما هم میام!
دار: درسته!
سونیک: نه نمیشه شما ها گند میزنید!
دارک: ما گند میزنیم یا شما ها که هنوز نتونستین اگمن رو بک*شید؟!؟!
سونیک: ما مثل شما ها عاشق خون نیستیم!
فیلیت: گو*ه نخور!
احساس میکنم دارک داره کنترلشو دوباره از دست میده و خب واقعا هم کنترلشو از دست داد😑
به سونیک حمله میکنه اما سونیک از مچش میگیره و پرتش میکنه
سونیک:من یه بار از یه بار از یه سوراخ گَزیده میشم(آم فکر کنم اشتب گفتم😐😅)
فیلیت: دارک بهت دروغ گفتم کیاس امرالد ها رو نیاوردم😏😈

ادامه دارد...
(بالاخره دادمممممم باید خیلی صبر کنید تا پارت بعدی بدم😅💔)
دیدگاه ها (۵)

وقت پارت دهیه🙃۱... ۲.... ......... ۳!

ایشالا که ویس میفرسته اینو.... خب اینا گاچاهام البته بیشتر ه...

(قرار بود دیروز بدم دیگه به خاطر تکالیف زیاد نشد🤧ولی الان می...

رمان: زندگی شیطانی 😈: فصل اول: پارت ۲از زبان فیلیتوی: داخل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط