امشب تومهمونی کلی گفتموخندیدم...اونقدقشنگ خندیدم که خودمم
امشب تومهمونی کلی گفتموخندیدم...اونقدقشنگ خندیدم که خودمم باورم شدهیچی نشده...بعدش که آروم نشستم همه چی مثله پرده سینماازجلوی چشام ردشد...دوباره بغض گلوموفشرد...
- ۶۲۲
- ۱۶ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط