رج به رج موی تو را بر دار قالی می کشند

رج به رج موی تو را بر دار قالی می کشند

یا که بر بوم از تو تصویری خیالی می کشند

با کمی خرما و مشتی خاک و چندین خوشه عشق

بر تنت پیراهنی از نخل و شالی می کشند

هر طرف ارباب ها محض تصاحب کردنت

نقشه ای از جنگ های احتمالی می کشند

ای بهار رهگذر، با رفتنت نقاش ها

سرنوشت باغ مان را خشکسالی می کشند

بعد از آن دیگر به جای شمع دانی های سرخ

در کنار پنجره گلدان خالی می کشند

بال در می آورم تا سر بکوبانم به طاق

هر کجا یک جفت ابروی هلالی می کشند
دیدگاه ها (۱۳)

معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است....یکی از دانش آموز ها...

ﻧﻤﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﮏ ﭘﺎﺵ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ!!!ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳ...

ﭼﻮﺏ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﻣﺮﺋﻴﺴﺖ ...ﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﻴﻔﻬﻤﺪ ,ﻧﻪ ﺻﺪﺍﻳﻲ ﺩﺍﺭﺩ ...ﻳﻚ...

الهی امروز خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط