رخ تو دخلی به مه ندارد

رخ تو دخلی به مه ندارد
که مه دو زلف سیه ندارد
به هیچ وجهت قمر نخوانم
که هیچ وجه شبه ندارد
بیا و بنشین به کنج چشمم
که کس در این گوشه ره ندارد
نکو ستاند دل از حریفان
ولی چه حاصل؟ نگه ندارد
بیا به ملک دل ار توانی
که ملک دل پادشه ندارد
یکی بگوید به آن ستمگر :
« بهار مسکین گنه ندارد؟»
دیدگاه ها (۱)

رخ تو دخلی به مه نداردکه مه دو زلف سیه نداردبه هیچ وجهت قمر ...

صالح سیدیوسفی شاعر شیرازی

نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بنددهر آن کاو را ببیند کی ...

قصیده‌ی زیبای ۵۸ بیتی از پروین اعتصامی💠 قسمت دوم: ۲۸ بیت مکن...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

«دکترینِ حَد (بهرام محمدی): صیانت از نسلِ نو و درهم‌شکستنِ پ...

نظم و هماهنگی عالیه 😍.الهــــــــی که امــــــــروز خدا زندگ...

استیضاح عراقچی در سامانه مجلس ثبت شد/تسنیم

در کنار آرامکو جده، نیروهای یمنی به پالایشگاه رابغ نیز حمله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط