کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت

کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت:
دریا دزد کفشهای من!...
مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت:دریا سخاوتمندانه ترین سفره هستی!...
موج آمد و جملات را با خود شست...
تنها برایم این پیام را باقی گذاشت:
برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی..
دیدگاه ها (۱)

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ " ﺷﻠﻮﺍﺭ ﭘﺎﺭﻩ "ﻧﺸﺎﻧﻪ ﯼ "ﻓﻘﺮ " ﺍﺳﺖ ..... ﻧﻪ " ﺳﮑﻮﺕ " ...

یه وقتا هم هست كار به جايي ميرسه كه آدم ديگه صداش در نميره ف...

براى جا شدن در دل كسى نبايد خودت را كوچك كنى بزار اون دلشو ب...

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝒯𝒽𝑒 𝒮𝑒𝒶 𝒜𝓃𝒹 𝒯𝒽𝑒 𝓀𝒾𝓃𝑔𝒹𝑜𝓂𝒫𝒶𝓇𝓉 : ¹امواج دریا زیر نور خو...

میان دریا و سلطنت𝓑𝓮𝓽𝔀𝓮𝓮𝓷 𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓮𝓪 𝓐𝓷𝓭 𝓣𝓱𝓮 𝓴𝓲𝓷𝓰𝓭𝓸𝓶بعضی عشق‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط