#سعدی

#سعدی

الا
ای جان
به تن
بازآ
وگر نه
تن به
جان آید...
دیدگاه ها (۱)

در تقلای ماندن و رفتنلذتِ "ما" شدن مٓجازی بودمن به تقدیر رو ...

آن یار که در سینه جنون دارم ازودر هر مژه صد قطره خون دارم از...

خدا نخواست نگاه تو بی کران باشدزمین اجازه ندارد که آسمان باش...

صنوبر با تهیدستی به دست آورد صد دل راتو بی‌پروا برون از عهده...

#تن آدمی شریف است به جان آدمیّت..،نه همین لباس زیبا نشان آدم...

امام رضا مهمان دارد

ای یار ناگزير که دلدر هوای تونیستجان نیز هم اگر قبول کنی برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط