زهر در ساغر مرا، از دست لیلایم خوش است

زهر در ساغر مرا، از دست لیلایم خوش است
بهر مجنون ڪوہ و صحرا ،سنگ خارا هم خوش است


#راحم_تبریزے
دیدگاه ها (۲)

عاشقے رسم دل ست و مدعے دیوار دلیاورے ڪن یار من تا بشڪفد دیدا...

‌گاهے دو سـہ خط با تـو بہ پـیغام خوشم لیڪبر دیدن تــو حیــفْ...

تا ابد یارب زتو من لطف ها دارم امیداز تو گر امّید بُرَّم از ...

با من ڪہ بہ چشم تو گرفتارم و محتاجحرفے بزن اے قلب مرا برده ب...

با دست نشد پای نشد چوب نشد سنگ، با هرچه به دستم برسد امده ام...

مرا رها نمیکند دو چشم بی ریای توشاید که آلوده شوم به آتش نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط