بهش گفتم دستتو بذار رو قرآن و بگو تا آخرش بامنی دستشو

بهش گفتم دستتو بذار رو قرآن و بگو تا آخرش بامنی!!! دستشو گذاشت رو قرآن و اشک تو چشماش جمع شد و گفت: ب قرآن عاشق یکی دیگه ام....
دیدگاه ها (۱)

خیانت نرگس به سام یه روری یه پسری به اسم سام عاشق یه دختره م...

سلامتے رفیقے ڪہ شریڪ روزهاے تنگتہنہ رفیقے ڪہ فقط تو روزهاے ق...

کاش =دنیا= برعکس بود ... ادمها عاشق نمیشدند ... عاشقا ادم می...

ﮔـﻴـــﺮَﻡ ﺗَـﻤـﺎﻡِ ﺩُﻧـﻴـﺎ ﺑِـﮕـﻮﻳَـﻨـــﺪ : ﻣـﺎ ﻣـﺎﻝِ ﻫَــﻢ ...

بهم گفت, عشق ' مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی م...

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

کورالین: تو مامان من نیستیی؛ مامان من چشما دودو دکمه! .. دود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط