ماهِ حقیقت در چاله ی چروکیده ی چشمهایی که نمی بینند پوسید

ماهِ حقیقت در چاله ی چروکیده ی چشمهایی که نمی بینند پوسید!
خورشید ایمان در غُلغُلِ قلبهایی که غوطه میزنند در روزمرگیِ اسارت دنیا، خاموش شد!
انسان آنسان خود را به کوچه چپِ زندگی زد که متلاشی شد!
ما گم شدیم
گره شدیم
مُردیم!
خدایا می شود برگردیم!؟!
دیدگاه ها (۱)

صبح روشن در پس پرده ی شب پنهان است.بوی هراس و فریاد، امتداد ...

ماندانا زندیان شاعر اصفهانی

#فصل.سیزدهم: چهار نشانِ پیوند@دوازه ای.میان.دوجهانپرنده‌ی کر...

به این شهر سوگند می خورمو تو ساکن در این شهریو سوگند به پدر ...

یه مثال از انقلاب خودمون بزنیمگفتیم حرف از وحدت سر موضوعات م...

نسبت بزنیم؟کسسرد دو روزه ای فقط بیو میدی میمیری کام‌ نزار

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط