به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات

به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشماتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و اشک و بغض و اه وعکس پاره ی تو و من
بگو گفتم یا نگفتم؟
مگه بت نگفته بودم
بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب دار…
دیدگاه ها (۴)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p15ویو هیونجین اونو با ۱...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

اسم رمان : ماهِ لورنزو 🌙🥀درخواستی .ژانر : مافیایی ، دارک روم...

پارت ۲ ویو ا.ت امروز هم مثل روزهای دیگه شروع شده بود ولی فقط...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط