الآن دوتا پارت میزارم بقیشم به کامنتای شما بستگی داره

الآن دوتا پارت میزارم😊 بقیشم به کامنتای شما بستگی داره😉

ep1
★یوری★
با جیغ از خواب پریدم
عرق سرد روی پیشونیم نشسته بود
_پوووف این دیگه چه خوابی بود...😫
داشتم نفس نفس میزدم
سرمو با دستام گرفتم و سعی کردم به مغزم فشار بیارم تا یادم بیاد که خوابم چی بود...
اما هیییچچچچ...هیچی از خوابم یادم نمیومد
فقط یه چهره
یه هاله ای از یه چهره جلوی چشمام بود...
یه نگاه به ساعت انداختم
ساعت ۳:۰۰ نصفه شبو نشون میداد
پس مامان و بابا خوابن...
هنوز نفس نفس زدنم قطع نشده بود
حس می کردم اتاق داره دور سرم می چرخه
هوای اتاق برام خفه کننده بود
پاشدم یه کاغد بزرگ با قلم سیاه رو برداشتم و رفتم طرف حیاط
روی یه صندلی که توی حیاط بود نشستم و چشمامو بستم
حس می کردم هرچی چشمامو باز نگه دارم اون چهره کمرنگ تر میشه
به قلم توی دستم نگاه کردم
اصلا نمی دونستم باید از کجا شروع کنم
خودم رو به قلم توی دستم سپردم...
قلم روی کاغذ کشیده میشد
خط ها...
سایه ها...
سرمو از روی کاغذ بلند کردم
_عه؟کی صبح شد؟؟
کاغذ رو یکم از خودم دورتر نگه داشتم تا ببینم چی کشیدم
_یاااا یوری...مگه دیوونه شدی؟این دیگه چیه؟-_-
هکینجور داشتم به تصویر خودم که کشیدم ، نگاه میکردم
تصویر خودم؟
آآآ...فک نکنم...
#pencil_girl
#F_K
دیدگاه ها (۱۱)

خب نظر یادتون نره😻 اگه نظرا خوب باشه شب بقیه رو میزارمep2یکم...

بچه ها استقبالتون خیلی کمه😣 اگه اینحوری پیش بره دیگه ادامه ن...

یس یس^_^این خبر برای آجیام که منتظره جوابش بودن^_^جییییییییی...

اینم قسمته آخره اولین وانشاتم☺✌این درخواستی و هدیه ای از طرف...

عاشقم باش Part 24

پارت 9

درمانگر عشق. پارت۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط