#نَموندی ..

#نَموندی ..
#نَدارمِت
#عِیبی نَدارهـ
#چَندسال بَعد
#یِکیو دارمـ
#هَم اِسمِ تـــــو
#عاشِقِشَم با هَمه وُجودَمـ
#اونَـمـ عاشِقَمه
#وَقتی اِسمِشو صِدا میزَنَم دِلَم میلَرزه
#اَما ...
#اونـ مثـهـ تو صِدامـ نِمیکُنهـ
#بِهِم میگـه مامان... :)
دیدگاه ها (۱)

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

فردا سه تا امتحان دارمامتحان زیستامتحان دینی دو درسامتحان شی...

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

گل لیلیوم پارت ۳یک هفته بعد ، روز قبل از مسابقات رزمیدید آنی...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.5کانگ وو:ای بابا ....

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 180♡⁠。⁠)⁩از صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط