(پارت اول)

(پارت اول)
to mal mani

ویو الیزابت*


با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم چشامو مالوندم و به سرویس بهداشتی رفتم کار های لازمو کردم و رفتم حموم 40 مینی اومدم بیرون روتین پوستیمو انجام دادم گوشیمو چک کردم که دیدم وانی بهم پیام داده قرار شد با وانی برم بیرون امشب ساعت 8 به کلاب میرم منو وانی زیاد به کلاب میریم..

ویو جونگکوک*
با آلارم گوشیم از خواب دل کندم رفتم سرویس بهداشتی و کار های لازمو کردم بعدش رفتم حموم اومدم بیرون لباس پوشیدم و رفتم پایین صبحونه بخورم،، صبحونمو خوردم و رفتم باند دو روزی میشد نرفته بودم و خب الان دارم میرم دیگه

ویو الیزابت*
رفتم پایین صبحونه خوردم عجیب بود پدرم امروز همش بهم لبخند میزد آخه پدرم هیچوقت با من خوب نبود

(پرش زمانی به ساعت 8 )

ویو الیزابت*
رفتم اتاقم و برای امشب حاضر شدم(لباس های الیزابت اسلاید 2 )

(پرش زمانی به توی کلاب)

وقتی وارد کلاب شدم بوی سیگار و عطر های گرون قیمت به مشامم خورد دورو ورمو نگاه کردم تا وانی رو ببینم دیدم روی صندلی نشسته رفتم نزدیکش و بغلش کردم اولش ترسید ولی وقتی دید منم نگاهش گرم شد

ویو وانی*
رفتم واسه امشب حاضر بشم(پرش زمانی به وقتی که وانی به کلاب رفت)
رفتم روی یک صندلی نشستم و ویسکی سفارش دادم یکم ازش خوردم که یه نفر از پشت بغلم کرد اولش ترسیدم ولی وقتی دیدم الیزابته خیالم راحت شد

الیزابت:سلامممم.
وانی:سلاممم
الیزابت: چخبررر؟
وانی:سلامتی،ویسکی میخوری؟
الیزابت:اره الان سفارش میدممم
وانی:باشهه

ویو تهیونگ*
به جونگکوک گفتم بریم کلاب اونم قبول کرد باهم به کلاب رفتیم امروز کلاب از همه ی روز های دیگه شلوغ تر بود..

ویو جونگکوک*
با ته اومدیم کلاب رفتیم روی صندلی نشستیم و ویسکی خوردیم چشمم به دوتا دختر افتاد خیلی خوشگل بودن،، چشمم اون یکی دختر رو گرفتتتت(منظورش الیزابتهه)
به ته گفتم اونم مثل اینکه از اون یکی دیگه خوشش اومده بود،همینجوری بهش نگاه میکردم که...

ویو الیزابت*
نگاه سنگین رو خودم حس میکردم ولی خب طبیعی بود من خیلی خوشگلم وقتی برگشتم چشمم به دوتا پسر افتاد خیلی خوشگل بودن(😭)
به وانی گفتم که...

شرط های پارت دوم:
3 لایک
2 بازنشر
💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
دیدگاه ها (۱۶)

(پارت دوم)to mal maniویو وانی*الیزابت بهم گفت پشتمو ببینم وق...

خوشگلا چهره هاشون💕

معرفی فیک:شخصیت های اصلی:الیزابت جونگکوک الیزابت: دختری زیبا...

درود خانومیا💞نیلو هستم فیک نویس تازه شروع کردم اولین رمانمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط