my dark princess
پارت۲
اهه پرنده های مزاحم از جلو چشمم گمشید پرده رو کشیدم نامه ای بود تو دهن یک جغد ان را باز کردم
" ساعت ۵ عصر پارک کنار خیابان"
اشلی:این دیگه کدوم آدم مزخرفی با جغد نامه میفرسته
ولی ساعت ۵ عصر اماده شدم با شنلی سیاه یواشکی از خانه فرار کردم مثل همیشه هوای لندن حتی در عصر ها هم روبه تاریکی میرفت به پارک رسیدم گربه ای دیدم خم شدم که نازش کنم اما ناگهان تبدیل به زنی شد
پرفسور مگانگال: دوشیزه لطفا بلند بشید
(نمیدونم مگانگال رو درست نوشتم یا نه)
اشلی: ببخشید شما؟
پرفسور مگانگال: مادرت جادوگر پاک و اهل جادو سفید بود این نامه رو بگیر و قایمش کن بعدا بخونش
اهه پرنده های مزاحم از جلو چشمم گمشید پرده رو کشیدم نامه ای بود تو دهن یک جغد ان را باز کردم
" ساعت ۵ عصر پارک کنار خیابان"
اشلی:این دیگه کدوم آدم مزخرفی با جغد نامه میفرسته
ولی ساعت ۵ عصر اماده شدم با شنلی سیاه یواشکی از خانه فرار کردم مثل همیشه هوای لندن حتی در عصر ها هم روبه تاریکی میرفت به پارک رسیدم گربه ای دیدم خم شدم که نازش کنم اما ناگهان تبدیل به زنی شد
پرفسور مگانگال: دوشیزه لطفا بلند بشید
(نمیدونم مگانگال رو درست نوشتم یا نه)
اشلی: ببخشید شما؟
پرفسور مگانگال: مادرت جادوگر پاک و اهل جادو سفید بود این نامه رو بگیر و قایمش کن بعدا بخونش
- ۱.۲k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط