تو مگر درک نداری؟ دل من تنگ شده

تو مگر درک نداری؟ دل من تنگ شده
مانده ام در بی قراری دل من تنگ شده

پس خدا لب به تو داده که چکارش بِکنی؟
ای تو از بوسه فراری دل من تنگ شده
.
آنقدر دور شدی خُشک شده دنیایم
باید امروز بباری دل من تنگ شده
.
مَرد این شعر خودش را به خیالت زده است
که چرا فاصله داری؟ دل من تنگ شده
دکتر از درد دلِ تنگ، تورا فهمیده
شده ام گریه و زاری دل من تنگ شده
.
سال تحویل شده؟! برود گم بشود در تقویم
تو فقط فصل بهاری دل من تنگ شده
.
من حسودم گفته بودم دست من گاف نده
شده ام داد و هواری دل من تنگ شده
.
تو مگر جز منِ دیوانه کسی را داری؟
آمد از قصه سواری دل من تنگ شده
دیدگاه ها (۵)

غمِ تنهایی عذاب است به یادت چه کنم دلِ سر گشته یِ من ...

مثل شعری عاشقانه ، خواندنت را دوست دارممهمان قلب من باش، مان...

ﺩﻟـﻢ ” ﺑﻬــﺎﻧﻪ ﯼ ” ﺗـــﻮ ” ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩﺗــــﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧــﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴ...

هر شب اسیرِ حال و هوایی خیالیمباید ببینمت ، که بگویم چ...

پارت ۳۳بالاخره بعد از کلی مسخره بازی و گند کاری، خانواده ی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط