شیرم و از دست آهویت فراری می شوم

شیرم و از دست آهویت فراری می شوم
می روم در گوشه ای مشغول زاری می شوم

می سپارم یال و کـــوپال پریشان دست باد
های و هــوی گریه های بیقراری می شوم

می گذارم زیر پا قانون جنگل، هرچه باد
بی خیال آنهمه قانـون مداری می شوم

شیرها حق داشتند از جمع خود طردم کنند
من فقـط ننگــم دلیل شرمساری می شوم

جای خونت خونِ دلها می خورم از دست عشـق
اشکم و می جوشم و چون چشمه جاری می شوم

پنجه وارونه به روی هر درختی می کشم
پنجــه روی قلب های یادگـاری می شوم

می کشم با "آ"ی آهم میله میله دور خود
خیـره بــر آواز غمگیـن قنـاری می شوم

تا کــه چشمانت خرامان باز از اینجا بگذرد
در کمین، دیوانه ی لحظه شماری می شوم

"دوستم داری؟" میـان کـــوه نعــره می زنم
دلخـوش پژواک " آری.. آری.. آری" می شوم

عاشــقت هستم نمیخواهی چـــرا باور کنــی؟
عاشقت هستم که از دستت فراری می شوم

عاقبت یک شب به قعــر دره ات خواهم پرید
سینــه چاک تو غـــزال بختیاری می شوم
دیدگاه ها (۳)

برگرد و خواب خط خطی ام را به هم بریزاین حس گند لعنتـــی ام ر...

چگونه با تو بگویم که مردم آزاری ؟و اینکه پر شدی از واژه های ...

سلام دوستان ، صبح همگی بخیر ...

# پس زمینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط