پاییز را دوست دارم...

پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...
دیدگاه ها (۳)

بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورددستهای “تــــــــــو” که...

در آغوشم که میگیری آنقدر آرام میشوم که فراموش میکنم باید نفس...

سیاره ی زیبای من دور تو گردش میکنمخواهی تو را زیباترین کیوان...

دلـم کہ برایت تنگ مےشـود ...مےگیـرد ...فریاد مےکشـد ...مےتپـ...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

سلام حالتون چطوره؟تازه به جمع ویسگون اضافه شدم ، من اینجا ″ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط