کربلا گفتم و دیدم جگرم می سوزد

کربلا گفتم و دیدم جگرم می سوزد

آسمان دود زمین در نظرم می سوزد

گوییا معجر بانوی حرم می سوزد

دختری داد زد ای عمه سرم می سوزد

جان خورشید از این واقعه بر لب برسد

هیچ کس نیست به داد دل زینب برسد
دیدگاه ها (۲)

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

زیبای کوچک فریبکار

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط