بیا تا حواس زمین پرت بهار است برای چندساعتی زندگی را قرض

بیا تا حواس زمین پرت بهار است برای چندساعتی زندگی را قرض بگیریم؛ درخانه اردیبهشت را بزنیم و همبازی باد و شکوفه‌ها شویم؛ به پچ پچ پرندگان باهم گوش بسپاریم و راز این زیبایی را از اردیبهشت بپرسیم، مزه باران را روی گلبرگ گل بچشیم و کمی از عطر ریحان و بابونه را بدزدیم و درجیب مان پنهان کنیم؛ میان گیس‌های بافته شده‌مان شکوفه بکاریم و جرعه ای از صبر پنجره را برای خستگی‌های‌مان قرض بگیریم؛ عکس آسمان را در دستان‌مان قاب کنیم و خورشید را به چشمان‌مان بیاویزیم‌…
بیا زندگی را قلقلک دهیم تا صدای خنده اش لحظه‌های‌مان را پرکند؛ تا مزه واقعی گوجه سبز در جانمان رخنه کند و خنکی فالوده در مولکول‌های‌مان ذخیره شود؛ تا گذر زمان یادمان رود و خودمان را به یاد آوریم…
دیدگاه ها (۲)

اردیبهشتکمی از بهشت استخنده های تواماتمامش…

عاشقی نکردن تو اردیبهشتمثل از دست دادنقشنگترین سکانس فيلمه.ب...

و بی فکر ،به آنچه گذشته ،و آنچه در راهِ فرداست …چاره ای برای...

عصر دلتنگی اینست که در بهار باشیو اردیبهشت از دستت برودو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط