(دوست داشتنی) پارت 50

(دوست داشتنی) پارت 50

تهیونگ
ا.ت:سوبینه
سوبین: ا.ت بیا تو
اتاق من خوشم
نمیاد پیش برادرم
باشی
تهیونگ:(باخنده) تو
فقط الان برادر دوست
پسرشی نه چیز دیگه ای
سوبین: همه چیز رو ازم
گرفتین ولی نمیزارم
ا.ت رو بگیرید
تهیونگ: چیو ازت
گرفتیم
سوبین: مامانمو
تهیونگ: مامانت زن دوم
بابام بود که فوت
کرد ربطی به ما هم نداره
سوبین: همه داروندارم
ازم گرفتین ولی ا.ت ماله
خودمه
تهیونگ: خفه شو
سوبین اومد دست ا.ت رو گرفت
کشوند سمت خودش
ا.ت رو ازش گرفتم
سوبین: طناب کشی یا عروسک
بازی نیست که اینجوری
میکشیش
تهیونگ: ا.ت پیش من راحت تره
ا.ت:بس کنین
سوبین: عشق دلم بزار
این داداش دیوونم و از سر
راه بردارم خودمو خودت میتونیم
بریم زندگی رویایی با بچه هامون
داشته باشیم
یه مشتی زدم یه سوبین
سوبین: چیکار میکنی عوضی زورت میاد
که ا.ت ماله منه و تورو فقط تورو یه دوست
میدونه
تهیونگ: این تویی که هیچی
نمیدونه
ا.ت:دعوا نکنید

#تهیونگ
#فیک
#درام
#سناریو
#اسمات
دیدگاه ها (۴)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

سناریو بونتن پارت۴

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رقص مرگ و عشقp⁸€...+از این طریق خواستم به ا.ت نزدیک شم€...چه...

پارت ۶

فاصله یک لبخند تا جنون

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط