تومال منی پارت
تومال منی پارت۲۱
ویو صبح
مری:با درد شدیدی که تا حالا تجربه نکردم بیدار شدم امروز قرار بود برگردیم کره و از اونجا بریم سئول و حتی نمیتونستم دستامو تکوم بدم از شدت درد و ترسیدن گریه بی صدا کردم چون هیچ وقت با صدا گریه نمیکنم
ته: خواب بودم که صدای و نفس زدن اومد و بیدار شدم و دید مری بی صدا داره گریه میکنه
ته:مری خوبی، درد داری زندگیم؟
مری:تهیونگ نمیبخشمت اگه فلج شم چی(گریه)
ته:اِه نمیبخشمت چیه دیگه نه عزیزم فلج شدت چه حرفیه نگو ناراحت میشم
مری:حتی نمیتونم دستامو راحت کدوم بدم(گریه و خنده)
ته:چرا میخندی؟
مری:از اینکه اینقدر بی رحمییی
ته:من؟ نه بابا حالا یه بار رابطه داشتیماااا
مری:یه بار؟ عزیزم دوبار داشتیم خودتی به کوچه علی چپ نزن که دوباره رابطه داشته باشیم دفع دیگه ای نیست گُلَم(جدیه و حرفاشو با خنده میگه)
ته:مگه دست توعه؟
مری:بله اگه من نباشم رو کی میخوای انجام بدی؟
ته:اِمم راست میگن هم تو به هیچکس باخت نمیدی هااا
مری:وایی ته خودش میکنم کمکم کن خیلی درد دارم آیییی(گریه)
و اینا رفت حموم امدن آماده شده و رفتن فرودگاه و در راه رسیدن به کره و سئول هستن
ویو رسیدن به کره و سئول
مری:رسیدم سئول و همه رفتن خونه خودشون و تهیونگ منو مجبور کرد که بیام خونه خودش و نذاشت برم خونه خودم و رفتیم خونه تهیونگ
ویو خونه تهیونگ
ته: رفتیم خونه من مری هم اومد اما نمیخواست بیاد اما من مجبورش کردم امروز می خوام ازش خواستگاری کنم امید وارم قبول کنه اما اون که صد درصد
مری:رفتم برای ناهار برای خودمو تهیونگ غذا درست کردم و صداش زدم
مری:تهیونگ بیا غذا امادست(داد)
ته:اومدن زندگیم
رفتیم پایین غذا خوردیم که ته گفت
ته:مری امشب میشه بریم بیرون برگردیم و شام هم باشیم بیرون؟
مری:من و تو تنها؟
ته:آره مگه چشه؟
مری:نه مشکلی نیست فقط ساعت چند میریم چون میخوام خونه رو گرد گیری کنم
ته:مری خونه تمیزه کهههههه
مری:کی گفته خونه شوهرم و جایی که من هستم باید روزی سه بار کامل گرد گیری شه
ته:وایسا وایسا شوهرم؟
مری:خب آره دیگه مگهومن زنت نیستم؟
ته:شوهرم و زنت رو خوب بلدی هااا
و هردومون خندیدم
مری:حالا ساعت چند میریم بگو
ته:ساعت ۶/30
مری:خب پس باشه
مری:همه جای خونه رو گرد گیری کردم و خونه رو جمع جور کردم و رفتم استراحت کنیم که ساعت ۵ بیدار شم
ویو ساعت ۵
ادامه دارد......
ویو صبح
مری:با درد شدیدی که تا حالا تجربه نکردم بیدار شدم امروز قرار بود برگردیم کره و از اونجا بریم سئول و حتی نمیتونستم دستامو تکوم بدم از شدت درد و ترسیدن گریه بی صدا کردم چون هیچ وقت با صدا گریه نمیکنم
ته: خواب بودم که صدای و نفس زدن اومد و بیدار شدم و دید مری بی صدا داره گریه میکنه
ته:مری خوبی، درد داری زندگیم؟
مری:تهیونگ نمیبخشمت اگه فلج شم چی(گریه)
ته:اِه نمیبخشمت چیه دیگه نه عزیزم فلج شدت چه حرفیه نگو ناراحت میشم
مری:حتی نمیتونم دستامو راحت کدوم بدم(گریه و خنده)
ته:چرا میخندی؟
مری:از اینکه اینقدر بی رحمییی
ته:من؟ نه بابا حالا یه بار رابطه داشتیماااا
مری:یه بار؟ عزیزم دوبار داشتیم خودتی به کوچه علی چپ نزن که دوباره رابطه داشته باشیم دفع دیگه ای نیست گُلَم(جدیه و حرفاشو با خنده میگه)
ته:مگه دست توعه؟
مری:بله اگه من نباشم رو کی میخوای انجام بدی؟
ته:اِمم راست میگن هم تو به هیچکس باخت نمیدی هااا
مری:وایی ته خودش میکنم کمکم کن خیلی درد دارم آیییی(گریه)
و اینا رفت حموم امدن آماده شده و رفتن فرودگاه و در راه رسیدن به کره و سئول هستن
ویو رسیدن به کره و سئول
مری:رسیدم سئول و همه رفتن خونه خودشون و تهیونگ منو مجبور کرد که بیام خونه خودش و نذاشت برم خونه خودم و رفتیم خونه تهیونگ
ویو خونه تهیونگ
ته: رفتیم خونه من مری هم اومد اما نمیخواست بیاد اما من مجبورش کردم امروز می خوام ازش خواستگاری کنم امید وارم قبول کنه اما اون که صد درصد
مری:رفتم برای ناهار برای خودمو تهیونگ غذا درست کردم و صداش زدم
مری:تهیونگ بیا غذا امادست(داد)
ته:اومدن زندگیم
رفتیم پایین غذا خوردیم که ته گفت
ته:مری امشب میشه بریم بیرون برگردیم و شام هم باشیم بیرون؟
مری:من و تو تنها؟
ته:آره مگه چشه؟
مری:نه مشکلی نیست فقط ساعت چند میریم چون میخوام خونه رو گرد گیری کنم
ته:مری خونه تمیزه کهههههه
مری:کی گفته خونه شوهرم و جایی که من هستم باید روزی سه بار کامل گرد گیری شه
ته:وایسا وایسا شوهرم؟
مری:خب آره دیگه مگهومن زنت نیستم؟
ته:شوهرم و زنت رو خوب بلدی هااا
و هردومون خندیدم
مری:حالا ساعت چند میریم بگو
ته:ساعت ۶/30
مری:خب پس باشه
مری:همه جای خونه رو گرد گیری کردم و خونه رو جمع جور کردم و رفتم استراحت کنیم که ساعت ۵ بیدار شم
ویو ساعت ۵
ادامه دارد......
- ۳.۳k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط