اگر به من بود

اگر به من بود
تو را در آغوش میگرفتم
و با خود میبردم به سرزمین رویاها
پیشانی ات را میبوسیدم
و تا ابد کنار خود نگه میداشتم
هر روز با بوسه ای تازه از خواب بیدارت کرده
و با چند بیت شعر و یک شاخه گل
به میز صبحانه دعوتت میکردم
و تا رسیدن شب
برایت از عشق و رویاهایم حرف میزدم
و با رسیدن شب تو را مهمان آغوشی میکردم
که مدتهاست تشنه ی حضور توست
بعد تو آرام میخوابیدی
و من تا رسیدن صبح تماشایت میکردم
اما افسوس که تو مرا نمیخواهی
و هیچکدام از اینها نمیشود که نمیشود
#عاشقانه #عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۲)

لبهایم از پیشانی ات جدا افتادهآغوشم تو را در خود کم دارداحسا...

تبریک عرض میکنم عید سعید فطر را که روز رحمت روز مغفرت و روز ...

روزی از این روزهای نه چندان دوروقتی که مرا فراموش کرده ایوقت...

#عکس_نوشته_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط