عاشقانی که درخت شدند !
عاشقانی که درخت شدند !
این درختان که در امامزاده محمد روستای "کتی لته" واقع شده اند ، داستان عجیبی دارند. قدیمی ها و بزرگان این روستا از پدرانشان شنیده اند ، در گذشته پسر و دختری عاشقانه همدیگر را می خواستند ، اما با مخالفت خانواده هایشان مواجه شدند و هرچه تلاش کردند هیچوقت به یکدیگر نرسیدند...
سالها می گذرد و دو جوان از دنیا می روند.بعد از مرگ آنها دو درخت "اِزدار" یا همان درخت آزاد کنار قبرشان رویش می کند.و سمت وسوی درختان به همدیگر متمایل می شود و به هم گره می خورند ، گویی یکدیگر را در آغوش گرفته اند.شاید خاک تنشان درختی شده باشد تا یکدیگر را در آغوش بگیرند و به آرزویشان برسند.
زمستان بود و دو درخت عریان بودند ، اما آنها دیگر ازعریانی باکی نداشتند...اسم درختان هم آزاد بود ! رفتند ، آزاد شدند و به هم رسیدند...
زندگی چون قفس است...
قفسی تنگ پر از تنهایی...
و چه زیباست لحظه ی غفلت آن زندان بان !
و بعد از آن هم پرواز...️
این درختان که در امامزاده محمد روستای "کتی لته" واقع شده اند ، داستان عجیبی دارند. قدیمی ها و بزرگان این روستا از پدرانشان شنیده اند ، در گذشته پسر و دختری عاشقانه همدیگر را می خواستند ، اما با مخالفت خانواده هایشان مواجه شدند و هرچه تلاش کردند هیچوقت به یکدیگر نرسیدند...
سالها می گذرد و دو جوان از دنیا می روند.بعد از مرگ آنها دو درخت "اِزدار" یا همان درخت آزاد کنار قبرشان رویش می کند.و سمت وسوی درختان به همدیگر متمایل می شود و به هم گره می خورند ، گویی یکدیگر را در آغوش گرفته اند.شاید خاک تنشان درختی شده باشد تا یکدیگر را در آغوش بگیرند و به آرزویشان برسند.
زمستان بود و دو درخت عریان بودند ، اما آنها دیگر ازعریانی باکی نداشتند...اسم درختان هم آزاد بود ! رفتند ، آزاد شدند و به هم رسیدند...
زندگی چون قفس است...
قفسی تنگ پر از تنهایی...
و چه زیباست لحظه ی غفلت آن زندان بان !
و بعد از آن هم پرواز...️
- ۶۶۳
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط