Chapter: 1
Chapter: 1
Rāz dar Rag-hā
Part 1
---
📍 ویو: الا
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم.
وای... گردنم خیلی درد میکرد. نشستم رو مبل، چشمهام هنوز گیج بودن.
گوشیمو برداشتم، دیدم رئیس زنگ زده. سریع جواب دادم.
الا: سلام رئیس.
سووجون (با داد): الا، کدوم گوری هستی؟!
الا (متعجب): رئیس، مگه چی شده؟
سووجون: دیشب رفتی مأموریت، هنوز نیومدی دختر!
یهدفعه به خودم اومدم. یادم افتاد دیشب که رفتم کسی رو بکشم، بعد از اینکه مرد، توی عمارتش روی مبل خوابم برده بود.
الا: وای رئیس، به خدا اینقدر خسته بودم خوابم برد.
سووجون: الا، سریع بیا بیرون تا پلیس نریخته اونجا.
الا: چشم.
(قطع تماس)
Rāz dar Rag-hā
Part 1
---
📍 ویو: الا
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم.
وای... گردنم خیلی درد میکرد. نشستم رو مبل، چشمهام هنوز گیج بودن.
گوشیمو برداشتم، دیدم رئیس زنگ زده. سریع جواب دادم.
الا: سلام رئیس.
سووجون (با داد): الا، کدوم گوری هستی؟!
الا (متعجب): رئیس، مگه چی شده؟
سووجون: دیشب رفتی مأموریت، هنوز نیومدی دختر!
یهدفعه به خودم اومدم. یادم افتاد دیشب که رفتم کسی رو بکشم، بعد از اینکه مرد، توی عمارتش روی مبل خوابم برده بود.
الا: وای رئیس، به خدا اینقدر خسته بودم خوابم برد.
سووجون: الا، سریع بیا بیرون تا پلیس نریخته اونجا.
الا: چشم.
(قطع تماس)
- ۶.۴k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط