فیک از یونگی(part 4)

فیک از یونگی(part 4)
یور:اون مین یونگی پسره خوبیه
ساکورا:اعتراف کن که ازش خوشت اومده
یور:ساکورا فقط ازت ی سوال پرسیدم
ساکورا:یورییی
یور:از دست تو خب..آره
ساکورا:دیدیی گفتممم(داد زد)
یور:خفه شو العان می شنوه
ساکورا:باشه باشه(داشت می خندید)
و بعد یونگی و کوک هم اومدن و داشتیم توی شهر بازی قدم می
کوک:بریم ترن هوایی سوار شیم
یور:آرههه
و بلیط گرفتیم ساکورا و کوک باهم سوار شدن من می خواستم با ساکورا بشینم که یونگی اومد سمتم
یونگی:بیا سوار شیم العان میره ما می مونیم
یور:آمم باهم سوار شیم
یونگی:آره خیلی
یور:باشه
و سوار شدیم ساکورا و کوک باهم باهم توی ردیف اول بودن و منو یونگی توی ردیف سوم نشستیم و ترن شروع به حرکت کردن کرد و من اثلا از هم نمی ترسیدم(آره ارواح عمت😏)و داشتم حال می کردم که سرمو چرخوندم دیدم یونگی داره جیغ میزنه معلوم بود که بار اولشه پس من دسته راستشو گرفتم و اون محکم تر دسته چپمنو گرفت و هر دومون داشتیم جیغ میکشیدیم و اون دسته چپش رو اون طرف ترن گذاشته بود(حال کنید اینقدر با جزئیات می نویسن)و بعد از ترن پیاده شدیم(ترن تموم شد)قیافمون دیدنی بود
دیدگاه ها (۰)

فیک از یونگی(part 3)کوک:خب یور چطوری خیلی وقته که ندیدمت توی...

فیک از یونگی(part 2)که بعدش ساکورا بهم زنگ زد ساکورا:سلام خر...

⛔ برای آزادی... ⁉️برای آزادی مردم ایران از گرانی، از جنگ، از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط