ما را ز شب وصل چه حاصل،که تو از ناز

ما را ز شب وصل چه حاصل،که تو از ناز
تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده‌ست😔

چون خضر، شود سبز به هر جا که نهد پای
هر سوخته‌جانی که عقیق تو مکیده‌ست

ما در چه شماریم، که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تو از صبح کشیده‌ست

شد عمر و نشد سیر دل ما ز تپیدن
این قطرهٔ خون از سر تیغ که چکیده‌ست؟

عمری است خبر از دل و دلدار ندارم
یا شیشه پریزاد من از دست پریده‌ست😔

صائب چه کنی پای طلب آبله فرسود؟
هر کس به مقامی که رسیده‌ست، رسیده‌ست😔
دیدگاه ها (۰)

🍂صداے پاے زندڪَی‌ستدر خلوت ڪوچه‌هاے صبح                     ...

عمری است خبر از دل و دلدار ندارمبا شیشه پریزاد من از دست پری...

ما را ز شب وصل چه حاصل؟که تو از نازتا باز کنی بند قبا،صبح دم...

ما را ز شب وصل چه حاجت که تو از ناز. تا باز کنی بند قبا صبح...

مـا در چه شمـاریم، که خورشـید جهان‌تــابگردن به تمـاشای تو ا...

ما در چه شماریم، که خورشید جهان‌تابگردن به تماشای تو از صبح ...

ما را زشب وصل چه حاصلکه تو از نازتا باز کنی بند قبا صبح دمید...

ما در چه شماریم، که خورشید جهان‌تابگردن به تماشای تو از صبح ...

ما در چه شماریم، که خورشید جهان‌تابگردن به تماشای تو از صبح ...

💌ما را ز شب وصل چه حاصل،که تو از نازتا باز کنی بند قبا، صبح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط