تو دریــآ باش تا خود را به آغوشِ تو بسپارم...

تو دریــآ باش تا خود را به آغوشِ تو بسپارم...
دیدگاه ها (۰)

تو نویسنده ای و من بازیگر داستانت!

قربه الی الله چشمای تو!

الهی برسه اون شبی که :به جای فکر کردن به چشماش زل بزنی تو چش...

بچه که بودم، فکر میکردم تنهایی ینی وقتی کسی خونه نیس!

ولی ایب نیاره ما تو اغوش غم بزرگ شدیم قلب من از زخم خنجر عاد...

این داستان : اغوش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط