#پارت.2

#پارت.2
(فلش بک به گذشته)
آیدا:
صبح با صدای گوشیم از خواب پاشدم
حدا لعنتتون کنه این کدوم خریه اخه کله سحر زنگ زده ب من اخه
بدون این که گوشی رو نگاه کنم صدامو صاف کردمو با لحن مودبانه ای گفتم:
بله بفرمایید؟
هانیه بود که گفت:
حالا دیگه منو نمیشناسی؟؟
خندیدمو گفتم
مگه میشه تنها منگل خودمو نشناسم؟؟
جیغ خفه ای کشیدو با حرص گفت:
منگل خودتییی به من نگو منگل اسممو درست بگووو
حالا مثل ادم بگو اسمم چیهه.؟؟؟؟
خودمو زدم به خنگی و گفتم:
امممممم منگل؟؟
بلند تر جیغ کشید و گفت
مثلللل ادم اسسمو صدا کن تا شهیدت نکردم
خنده حرص دراری کردم و گفتم
عزیزم فرشته ها ک ادم نمیشن گلممم
دوباره جیغ کشید که گوشی رو از گوشم فاصله دادم ک گفت
اون تن تنبلتو جمع کن پاشوووو بیاااا دنبااالمممم دیییررر شددددد
میخوای دوباره دیر برسیم مثل قبلاا؟؟؟؟؟
خندیدمو و گفتم
باشه هانی جون الان میام
یه جوری جیغ زد ک گفتم الان حنجرش پاره شده
بلد گفت اسممو درست بگووو تکرار کن هانیهههههه
بدون اینکه چیزی بگم و چیز دیگه ای بگه گوشی رو روش قطع کردم و رفتم حاضر بشم و یه مانتو کرمی بلند پوشیدم که مثل قبل گیر ندن به لباسم و راه افتادم سمت خونه هانی اینا
دیدگاه ها (۲)

#پارت. 3مثل همیشه با یه قیافه عصبانی جلو در منتظر بود از حرک...

پارت. 4وارد کلاس شدیم روی عقب ترین صندلی نشستم و همه منتظر ا...

#پارت.1من علاقه مندم بهت🎼ولی دل نمیبندم بهت 🎼چون به دلم قول ...

درمانگر عشق. پارت۶۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط